تا حدود یکی دو دهه پیش، مقدار تحولات و تغییرات در اجتماع، کسب و کار، تکنولوژی و … آن قدر شتاب و گستره یا اندازه نداشت که آن مقدار توانایی، دانش یا مهارت حل مسئله ما کفایت حل مسایل را نکند. یعنی سطح مهارت ما در حل مسئله با سطح مورد نیاز برای حل مسایلی که به طور معمول با آنها مواجه می شدیم شکاف بزرگی پیدا نکرده بود. به هر صورت، یادگیری طبیعی و روزانه ما، سیستم آموزش و پرورش، تحصیلات عالی، آموزش های سازمانی یا مطالعاتی که انجام می دادیم و محتواهایی که تألیف و ارائه می شدند باعث می شدند فاصله آن قدر زیاد نشود که تبدیل به شکافی بزرگ شود. اما الان تبدیل به شکاف بزرگی شده است.
نوشتهها
نگرش و تفکر زیربنایی مدیریت ریسک – سه نوع نگاه و رویکرد به محیط و تحولات آن
/۰ دیدگاه/در یادداشت های مدیریتی /توسط حسین عبدیچالش در شناسایی صحیح ریسک ها – کدام یک از این موارد، ریسک میباشند؟
/۱ دیدگاه/در یادداشت های مدیریتی /توسط حسین عبدیحل مسئله از طریق شناسایی علت ریشهای با روش پنج چرا – تکنیکی ساده اما نیرومند
/۰ دیدگاه/در مدیریت /توسط حسین عبدییه چی که گفته باشم . . .
- گر مرد رهی میان خون باید رفت
- وز پای فتاده سرنگون باید رفت
- تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
- خود راه بگویدت که چون باید رفت
عطار نیشابوری – مختار نامه – باب هجده
در باب همت بلند داشتن و در کار تمام بودن







دیدگاه های اخیر